














زبان هر قوم معرف فرهنگ و تاريخ آن قوم ميباشد برسي جنبه هاي تاريخي زبان موجب رفع ابهامات و شناخت کافي از تاريخ تکامل فرهنگ وشکل گيري آن ميشود ميشود. اينجانب در اين مقاله سعي نموده ام با جمع اوري نمونه هايي از نوشته ها و اسناد وکتاب هاي زبان شناسي وتاريخي به برسي تاريخ کهن زبان هورامي بپردازم .
واژه هورام از اورام آمده وگاهي در تاريخ ابراهيم به اورام نامبرده شده، بعضي از جغرافي دانان معتقدند که مريوان همان مروان و هه ورام همان اورام بوده وهردوي آنها برادر بودند. اين نظريه را زبان شناسان بزرگي چون ((هورات)) و((دارمستتر)) تائيد نموده اند ودر نتيجه استنباط ميگردد که ريشه زبان هورامي در تاريخ وفرهنگ زردشت جاي دارد .
اگر به اسناد تاريخي نيز نگاهي بندازيم ميبينيم که اولين شعر کردي که سروده شده به زبان هورامي نوشته شده. موضوع اين شعر از عکس العمل کردها در برابر حمله اعراب وتخريب معابد وآتشکده هاي انها سخن ميگويد. اين شعر که بر روي پوست آهو نوشته شده است در نزديکي منطقه جيشانه از محال شهرستان سليماني کشف شده وبه گفته تاريخ شناسان اين شعر در حدود هزار وسيصد سال پيش سروده شده است وعده اي نيز بر اين باورند که اين شعر داراي قدمتي چندين هزار ساله است .
هورمزگان رمان ئاتران کوژان
ويشان شارده وه گه وره ي گه وره کان
زورکار ئه ره ب کردنه خاپور
گناي پاله ئه هه تا شاره زور
شه ن وکه ينه کان وه دل به شينا
ميرد ئازا اتلي وه روي هه وينا
ره وه شتي زه ر ده شت مانووه بي که س
به زه يي کانه ي کاهه ور مه زو هيچ که س
ترجمه:
معابد ويران وآتش ها خاموش شدند
بزرگ بزرگان خود را پنهان کرد
عرب ظالم ويران نمود
دهات تا شهر زور
زنان ودختران را به اسارت بردند
دليران در خون غلطيدند
آئين زردشت بي صاحب ماند
وبر کس رحم نکرد اهورا مزدا
نمونه ديگري از اين آثار به شرح زير يافت شده است:
در سال 1328 هجري سيد حسين نامي در اورامان خمره اي پر از ارزن که در آن سه سند تاريخي ومهم گذاشته بودند مي يابد، اين اسناد به دست پروفسور براون مي افتد ونام برده آنها را به پروفسور منس که در خواندن زبان کهن يوناني تبحر داشته ميبرد ،يکي از اين اسناد بزبان کردي هورامي ودر هشتادو هشت سال پيش از ميلاد مسيح نوشته شده پس از قرائت اين لوح ها معلوم گرديد که فرمانرواي هورامان در آن دوران فردي به نام بهمن بوده واين شخص مطابق نوشته آيت الله محمد مردوخ پس از هجده پشت به بهمن اول پسر اسفنديار که پدر بزرگ فرمانروايان هورامان بوده ميرسد.
همان طور که ميدانيم زردشت اوستا را به زبان هورامي وبه حروف((ماسي سوراتي)) نوشته است.
يکي از ويژگيهاي زبان هورامي اين است که در تلفظ ونوشتار ميان جنس نر وماده تفاوت اساسي وجود دارد و در مثال زير ميتوان به اين تفاوت پي برد:
رو دريژه ن = روز دراز است.
شه وه دريژه نه = شب دراز است.
کمتر زباني ميتواند چنين ويژگي را دارا باشد واين ويژگي نشان ميدهد زبان هورامي داراي قدمتي چندين هزار ساله است.
دکتر (عزالدين مصطفي رسول) در کتاب خود در باره زبان هورامي چنين مي نويسپدکه:
((... شايد اکثر ترانه هاي کهن کردي بسيار قديمي باشند، براي مثال ((قه تار)) ممکن است از واژه ((گاتار)) گرفته شده که در قديم به آن گاتا گفته باشند وبه همين ترتيب ((هوره)) ممکن است ترانه ويژه اي در جهت ستايش اهورا مزدا باشد وبعيد نيست که (هوره) و(هاوار) و(ئاهورا) هر سه واژه در اصل يکي بوده باشند)).
ملک الشعراي بهار نيز در کتاب سبک شناسي خود ميگويد:
((بعضي از دانشمندان را عقيده بر اينست که گاته زردشت بزبان مادي است وبرخي ديگر بر اين عقيده اند که به زبان کردي هورامي که از باقيمانده هاي زبان ماد است نوشته شده است واين زبان زباني است که بازبان دوره بعد از مادها که همان زبان پادشاهان هخامنش باشد تفاوتي نداشته وکتيبه هايي چون کتيبه کورش به سه زبان نوشته شده که زبان کردي هورامي يکي از اين زبانهاست.))
زبان هورامي همانند ساير زبانها در معرض خطر تغيير وانحراف نگارشي ومحاوره اي بوده اما اين تغييرات نيز نتوانسته درآن تاثير گذار باشد که شايد نشان دهنده رسانا بودن اين زبان باشد.
هم اکنون نيز مردم منطقه هورامان با اين زبان کهن صحبت ميکنند که اين نشانه فرهنگ کهن وچندين هزارساله منطقه هورامان است . اکنون ما هم بايد در حفظ وپاسداري از اين زبان وفرهنگ کوشا باشيم تا بتوانيم اين ميراث جاودانه را که از گذشتگانمان به ارث برده ايم به نسلهاي آينده انتقال دهيم وزبان هورامي را زنده نگه داريم
ماموستا قانع در وصف طبیعت هورامان می فرمایید:
قه لای هوز و گه ل شاخی هورامان پرسیارم هه یه دستم به دامان
له لام روناکه شاخیکی سه ختی پشت و کومه کی وقت و بی وقتی
چنور و شوبو به ره زاو که ره س ریواس و پیچک دامینی هه ره س
کویستانی به رزی به رزه د ماخی گشت که س ده زانی که شاخ و داخی
ئاخ و داخ دیسان فه صل وه هاره ن واده ی ته ماشای گول وگولزاره ن
په خشه ن به ره زای به رزی مه غاران جاسوسه ن په ری ئه ووه ل وه هاران
وه نه و شه ی وه شبو به رگش خومینه ن په ی یار پارین خاطر خه مینه ن چنور نه
کاوان قامه ت چه م وه رده ن ئینتظار په ری ئازیزان که رده ن
از نظر جغرافيايی و در اصطلاح و جغرافيای قديمی منطقه اورامان به دو قسمت :
1- اورامان تخت 2- اورامان لهون تقسيم گرديده است
ولی شايددرست آن سه منطقه است و منطقه ژاورود را نيز بايد جزء لاينفك اورامان
بدانيم در ذيل به بررسی ويژگيهای جغرافيايی هركدام خواهيم پرداخت .
1- اورامان تخت : بخش اورامان تخت با 3596 خانوار 18969 نفر جمعيت تابع شهرستان مريوان می باشد .اين بخش از سمت غرب با كشور عراق و از سمت جنوب به پاوه و كوه شاهو و از طرف شمال به مريوان و در طرف شرق به روستاهای ژاورود و شهرستان سنندج همسايه استكوههای دالانی و دَرَكی 2639 متر در شمال و كوه كوسالان در شرق و كوه شاهو 3390 متر در جنوب و كوه تخت و كوه دربند 2770متر در غرب اين بخش واقع شده است و دو شاخه مهم رودخانه سيروان از بخش شمالی و جنوب شرقی وارد اين بخش شده و پس از تلاقی اين دو رودخانه با يكديگر در خاك كردستان عراق به درياچه دربنديخان می ريزد اورامان تخت حدودا دارای 26 روستا بوده است و در گذشته مركز آن روستای رزاب بوده است و شخصی بنام حسن بيگ با اخلاف و اسلافش براين منطقه حاكم بوده ولی اكنون مركز آن روستای اورامان تخت می باشد اين روستا با 449 خانوار 2148 نفر جمعيت در فاصله 75 كيلومتری جنوب مريوان و 75 كيلومتری شمال پاوه واقع شده است .اورامان تخت منطقه ای بسيار دلنشين و دارای مناظر زيبا و چشمه سارهای باصفاي كوسالان می باشد از نظر اقتصادی بيشتر مردم از طريق كشاورزی مختصر و باغداری و اندک صنايع دستی امرار معاش مي كنند البته درآمد بسيار كم آن باعث مهاجرت به شهر ها و خالی شدن روستاها گرديده است تعدادی از روستاهای دهستان اورامان تخت عبارتند از :
رودخانه سيروان : از ديگر زيبایی های منطقه اورامان رودخانه عظیم و خروشان سیروان است كه به امتداد كوه شاهو جریان یافته و از ارتفاعات اين ناحيه سرچشمه گرفته و بعد از طي تمامی منطقه شمالی اورامان و اورامان تخت به اورامان عراق وارد می شود طول رودخانه سيروان در خاك ايران 215 كيلومتر می باشد كه دارای مناظر زيبا و ديدنی مانند (تاف بل ) آبشار بل و . . . است
2- اورامان لهون : بخش ديگر اورامان را لهون مي گويند كه از طريق مشرق و جنوب شرقي به سنندج و كامياران و از شمال به اورامان تخت و مريوان و از طرف غرب به خاك عراق متصل است در گذشته مركز آن نوسود بوده و اكنون به شهرستان پاوه انتقال يافته است رودخانه سيروان از ابتداي اورامان لهون جريان مي يابد و بعد از مشروب كردن اورامان تخت به خاك عراق مي ريزد شهرهاي جوانرود ‚ روانسر و نودشه نيز در اين ناحيه قرار دارند .كوه زيباي شاهو كه سراسر اورامان لهون را زير چتر خود گرفته در سقط الرس كوه شاهو روستاي تاريخي تنگي ور و پلنگان يا پالنگان قرار گرفته است كه در ادوار گذشته حاكم نشين چند قوم كرد بوده و خاطرات تلخ و شيرين فراواني را در سينه دارد قلعه پلنگان در دهستان ژاوروود واقع شده كه در قرون ششم هجري بوسيله حاكم اردلان براي مركز حكومت خود ساخته است كه كتيبه سنگي بزرگ آن برجاي مانده است .تعدادي از روستاهاي اين ناحيه عبارتند از :1-درويشان 2-خانقاه 3-دشه 4-نروي 5-هيروي 6-تشار 7-شيخان 8-دزآور 9-وزلي 10-داريان 11-شوشمي 12 هجيج 13-درآور 14 هاني گرمله 14-كيمنه 15-بيرواس و. . . .حال به بررسي شهرهاي اين ناحيه مي پردازيم :
پاوه - مركز اقتصادي و اداري منطقه در منطقه اي كوهستاني و در پاي كوههاي سر بفلك كشيده كشيده شاهو و آتشگاه واقع و باغهاي سرسبز و شهرسازي و معماري منحصر بفرد شهر كه امروز به شهر هزار ماسوله ملقب گرديده منظره هاي تماشايي و جالب به پاوه بخشيده است .پاوه در مدار32و48درجه قرار گرفته و ارتفاع آن ازسطح دريا 1540 درجه است . و داراي جمعيتي حدود سي هزار نفر است .در شمالغربي پاوه و در مكان بسيار سخت و صعب العبور روستاي هجيج واقع شده كه مدفن حضرت امامزاده سلطان عبيدالله برادر حضرت امام رضا مي باشد و از احترام خاصي برخوردار است و در كردستان به كوسه هجيج معروف است . و اهالي روستا را هجيجي ميگويند اهالي روستاي هجيج از ديرباز اقتصادي خودكفا داشته اند بگونه اي كه پوشاك خاص خود را دارند و از موي بز براي خود لباس و گليم و از نخ و پارچه كفش و از چوب درختان قاشق و كاسه و . . . مي سازند همچنين در نزديكي اين روستا آبشار زيبا و ديدني بنام آبشار بل (تاف بل ) ه آب آن از كوهي بيرون مي جهد روخانه عظيمي را بوجود مي آورد كه يكي از شعب مهم رودخانه سيروان است .
روانسر- از ديگر شهرهای اورامان شهرستان روانسر است كه در دامنه جنوب شرقی شاهو و شهر پاوه واقع شده داراي آب و هوای معتدل و مناظر زيبا است و در داخل شهر روانسر سراب بسيار زيبايی وجود دارد كه به سراب روانسر مشهور است و زيبايی خاصی به شهر روانسر بخشيده و بسيار ديدنی است .جمعيت شهر روانسر حدود بيست هزار نفر است .
جوانرود - شهرستان جوانرود در دامنه هاي جنوبي شاهو و در جنوب پاوه و در ميان جنگلهاي جالب و ديدني واقع است و به قه لا شهرت دارد ( قه لاي جوانرو ) كه در زمان امان الله خان بزرگ در سال 1224 براي دفاع از شهر قلعه اي ساخت شهرستان جوانرود بر روي مدار 34و46 درجه با ارتفاع 1280 متر از سطح دريا واقع شده است .و داراي جمعيتي بيش از چهل هزار نفر است .
نوسود - شهر نوسود مركز قديمي اورامان لهون نزديكترين شهر اورامان لهون به كشور عراق در منطقه و منظره ای جالب و تماشايی و در ميان دو اقليم گرمسيری و سردسيری در شمالغربی پاوه وااقع است در ده كيلومتری نوسود آرامگاه يكی از امامان اهل حق به نام سلطان اسحاق وجود دارد كه زيارتگاه عموم مسلمانان منطقه است و برادران اهل حق هم به آن ارادت خاص و بسيار دارند . شهر نوسود بر روی مدار 35و46 درجه با ارتفاع 1310 متر از سطح دريا قرار گرفته و جمعيتی حدود پنج هزار نفر جمعيت را دارا مي باشد .
نودشه : شهر نودشه از شهرهای زيبا و بسيار دلنشين اورامان است كه از نظر اداری تابعه بخش نوسود است.
3- منطقه ژاورود : اين ناحيه از هورامان در غرب و جنوب غربی سنندج واقع شده و منطقه ای است زيبا و ديدينی و سرشار از باغ و درخت گردو و توت است از جاهی ديدنی اين ناحيه می توان از روستاهای آويهنگ هويه بيساران تهوير و شيان و تنگی سر را نام برد كه بسيار با صفا و در دامنه هاي كوه ميرگوار و شاه نشين واقع شده اند از ديگر روستاهای اين ناحيه مي توان به نجی - ساليان - ژان - نسنار - پايگلان چشميدر - بوريدر - اسپريز - ژنين - آريان - گواز - سرريز - و ... را نام برد.
نظر شما درباره زيبايى، پاكيزگى و اصالت منطقه چيست؟ فرسا صادقى كارشناس ميراث فرهنگى اورامانات را يكى از پاكترين و زيباترين شهرهاى نه تنها ايران بلكه جهان مىداند: «اگر كسى بتواند يك قطعه زباله در اماكن عمومى اين منطقه بيابد يك جايزه پيش من دارد.
در اورامانات كه دور از شهر است، با سنگ ديوارى چيدهاند كه زبالهها را در اين محل جمعآورى مىكنند.» اورامانات را هزار ماسوله نيز مىنامند. اين محل اصالت خود را حفظ كرده و در كنار طبيعت زيباى آن، مدنيت و شهرنشينى منطقه زيبايى خاصى به هزار ماسوله داده است.
معنى واژه اورامان چيست؟ واژه اورامان يا هورامان از دو بخش «اهورا» و «مان» به معنى خانه، جايگاه و سرزمين تشكيل شده است. پس اورامان يعنى سرزمين اهورايى و جايگاه اهورا مزدا. «هور» معنى ديگرى هم دارد.
هور در اوستا به معنى خورشيد است. هورامان را مىتوان جايگاه خورشيد هم معنى كرد. جنوب شرقى شهر مريوان روستايى به نام «اورامانات تخت» قرار دارد كه جادهاى به طول هفتاد و پنج كيلومتر آن را به شهر مريوان متصل مىكند. اگر با يك حساب سرانگشتى حفظ اصالت و فرهنگ ابيانهاىها و معمارى ماسوله را كنار هم قرار و گسترش دهيم جواب صورت مسئله ما روستاى اورامانات تخت خواهد بود. اين روستا را هزار ماسوله مىنامند. زيرا معمارى آن همانند ماسوله است. حياط هر خانه بام خانهاى ديگر است، اما با وسعتى بيشتر.
معمارى اورامانات و سرسبزى اين منطقه كوهستانى روياى پلههايى به سمت بهشت را متصور مىكند. خانههاى اين روستا با سنگ و اغلب به صورت خشكه و به صورت پلكانى ساخته شده است. مردم منطقه معتقدند اورامانات تخت زمانى شهرى بزرگ بوده و مركزيتى خاص داشته به همين دليل از آن به عنوان تخت يا مركز (حكومت) ناحيهاى اورامان ياد مىكردهاند. به غير از وضعيت خاص روستا از نظر معمارى، موقعيت چشمههاى پرآب، مراسم خاص و آداب و رسوم و وجود مقبره و مسجد پير شاليار و به ويژه جمعيت و تعداد سكنه قابل توجه آن نشانگر اهميت منطقه از زمان ساسانى است. پوشاك كردى آميزهاى از رنگ و نقش است. در كجا و چگونه مىتوان زيباترين رنگهاى دنيا را در كنار هم ديد. لباس مردم اورامانات كردى است. پيش از ورود پارچه و كفشهاى خارجى و ساير منسوجات داخلى به استان كردستان، بيشتر پارچهها و پاى افزار مورد نياز آنها توسط بافندگان و دوزندگان محلى بافته و ساخته مىشده است.
ساخت پاى افزار «گيوه» يا «گلاش» يا «كالى» بر عهده اوراماناتىها و مردم و آبادىهاى هجيع، نودشه، بوده و بافت را مردم آبادىهاى نوسود شهرستان پاوه بر عهده داشتهاند. جولايى، بافت، پارچه و انواع منسوجات مانند بوزو، ربال، جاجيم، بره بوشمين، موج، جوراب، دستكش، زنگال و كلاء انواع دستبافتهاى اين منطقه هستند. مردان كرد اورامانى چوخه، پانتول، ملكى شال، دستار، فرنجى و كله بال و زنان آن جانى، كلنجه، شال، كلاه و كلله مىپوشند. انواع اين لباسها با زيورآلات مختلف تزئين شدهاند و رنگارنگ هستند. قارچ، كرفس، كنگر، ريواس، خوژه، پنير، شير، عسل، گردو، انجير موادغذايى اين منطقه را تشكيل مىدهند. پلو، «دوغه وا» يا آش دوغ، ساوار، گردول، ترخينه، دوختن يا آش گزنه، هتيمچه با گوشت گوسفند، شدروا، گرما، رشته پلو، رشته رون يك آبه، پرشين، شلغم ترش، و كلانه، از غذاهاى اورامانى است.
از توليدات هنرهاى سنتى مثل گليم، سجاده، نمد، سبد، گيوه به عنوان سوغات اين محل نام برد. اما دليل ديگرى به غير از درمان و سياحت در يك منطقه سنتى براى سفر وجود دارد. ميراث فرهنگى و كهن ايران زمين مىتواند دليلى براى كشش مسافران به شهرهاى مختلف باشد. هخامنشيان و شكوه شان زبانزد و مايه افتخار ايرانيان است.
جغرافياي هورامان
هورامان از مشرق با سنندج ، از مغرب با شاره زور ، از جنوب با جوانرود و كرمانشاه و
از شمال با مريوان هم مرز مي باشد . هورامان را نمي توان با مرز كاملاً مشخصي مرزبندي كرد . زيرا بسيار وسيع تر از اين محدوده جغرافيايي اخير بوده است اينك به اختصار مرز جغرافيايي فعلي را مورد بحث و بررسي قرار مي دهيم . در آخرين تقسيمات منطقه ي هورامان به چند بخش تقسيم گرديده است كه عبارتند از : هورامان تخت ، لهون ، ژاورو و گاورو كه در اين نوشتار سعي شده ويژگي هاي هورامان تخت مورد بررسي قرار گيرد .
هورامان تخت :
كوه شاهو از طرف جنوب به دهستان سيروان ( منطقه رزاو و سروآباد ) منتهي و امتداد آن سلسله جبال كوه( تخت ) بوده و جهت آن از شمال باختر به جنوب خاور و خط الرئس آن از خاور روستاي ( دركي ) مي گذرد كه اين سلسله جبال مرز بين ( هورامان كردستان ايران ) و( هورامان كردستان عراق ) را مشخص مي كند . قله ( تخت ) « دالاني » كه در ميان شهر هورامان و روستاي ( هانه گرمله ) واقع گرديده 2985 متر ارتفاع دارد .رشته دوم موازي با رشته اول ميان دره رودخانه( سيروان ) و دره رودخانه ( رزاو ) كه به ( هشدول ) و ( كوسالان ) معروف مي باشد واقع شده . هشدول كه در باختر ( رزاب ) مي باشد 1489 متر ارتفاع دارد . در دنباله ارتفاعات جنوب مريوان تا محل ( دوآب ) مرتفع ترين قلل اين رشته كوه ، در خاور روستاي ( المانه ) به نام ( پيازدول ) 2942 متر و ( كوره ميانه ) در شمال روستاي ( گوشخاني ) 2955 متر ارتفاع دارد . عمق رودخانه ها نسبت به قلل اطراف ، زياد بوده و داراي شيب تند هستند . براي مثال عمق محل تلاقي رودخانه ( ره زاو ) با رودخانه سيروان ( تا قله كوه ) 1005 مترمي باشد .رودخانه ( گردلان ) كه از منطقه سرشيو مريوان و كوه ( قله برد ) سرچشمه مي گيرد و رودخانه ديگري كه از درياچه زريبار و كوه ( ميراجي ) سرچشمه مي گيرد كه به رودخانه مرييوان معروف است . در نزديكي روستاي ( قه لاجي ) به هم مي رسند ، اين رودخانه نيز با رودخانه اي كه از( كلاترزان ) سرچشمه مي گيرد در محلي به نام ( دوالان ) به هم مي رسند و پس از عبور از تنگه اي به همين نام دوالان و با طي مسيري حدود 3000 متر ، از جلوي روستاهاي ( سلين ) و ( بلبر ) عبور كرده و بين آبادي ( نوين ) و ( اسپريز ) با رودخانه سيروان كه از منطقه ( ژاورود ) و پالنگان سرچشمه مي گيرد و به هم مي رسند و وارد هورامان لهون شده و سپس به سد « دربندي خان » ( ده ربه نديخان ) و دشت شارزور مي ريزد .
دين و عقايد :
عده اي از مورخين ، دين و مذهب هورامي را ماه ، ماه ستاره و خورشيد پرست دانسته اند ، ولي براي اين گفته دليل قانع كننده اي ندارند ، عده اي ديگر هورامي را قبل از اسلام روشني پرست وآتش پرست دانسته اند كه اين هم مورد پسند حقيقت تاريخ نيست . اما كساني كه در اين زمينه تحقيقات كرده انده بر اين نظرند كه هورامي قبل از اسلام ، زردشتي و حداقل بعد از آخرين زردشت تا ظهور دين مبين اسلام بر اين دين بوده و اوستا را كتاب ديني خود دانسته اند . هرگز آتش پرست نبوده اند و آتش را مظهر لطف پروردگار ، روشنايي را مظهر پاكي و تاريكي را اهريمني دانسته اند . دليل زيادي در اين زمينه نوشته اند بسيار اتفاق افتاده است كه در موقع نيايش آتش خاموش شده و يا ماه غروب كرده است ولي آنها به نيايش ادامه داده و دست ها را روبه آسمان بلند كرده و دعا كرده اند . اگر واقعاً آتش پرست بودند با خاموش شدن آتش دعا را قطع مي كردند . بعيد نيست زياده روي در عبادت و غلو در احترام به آتش و روشنايي باعث شده باشد هورامي را آتش پرست و روشنايي پرست بدانند و شايد وجود آتشكده هايي مانند آتشكده پاوه باعث شد كه بعداً چنين فكر كنند كه آتش پرست بوده اند . مورخاني مانند : ابو الغداء ، ابو العلاء ، حمزه اصفهاني ، مسعودي ، قزويني ، ياقوت حموي ، بلادري و بسياري ديگر از تاريخ نويسان در اين باره چيزهايي نوشته اند كه اكثراً گفته يكديگر را تكرار كرده و دلايل يكديگر را رد يا تأييد كرده اند .
هورامي ها زردشتي بوده ، نور و روشنايي را مقدس و مظهر قدرت پروردگار دانسته اند و زردشت را پيامبر برحق و اوستا را كتاب ديني خود دانسته و قبول كرده اند و اهورا مزدا را خداي يكتا دانسته و پرستش نموده اند . مرحوم مردوخ مي گويد :
ئاهير ، ئاير ، ئاهورا ، آترا ، ئاگر و ئاور به معني آتش است كه اهورا مركب از ( هار ) و ( ا ) يعني( آتش افروز ) يعني كسي كه آتش را افروخته ( خدا ) به معني ( آمده ) دلايل زيادي در اين باره وجود دارد كه نظريه بالا را مبني بر ( ا ) به معني ( آدن ) رد مي نمايد .
اكثراً در كلمه ( ا ) اشتباه شده است و معني درست آن را بيان ننموده اند . لازم است آن را با دلايلي معني نموده و بسياري از نوشته هاي تاريخ تصحيح گردد . معني آ و آهورا مزدا در كتاب هه ورامان شناسي معني نموده و واقعيت قضيه بيان شده است .
- براي ديدن اين هورامان از دربند دزلي وارد مي شويم . دربندي پر پيچ و خم تا قبل از رفتن جاده شوسه به هورامان مي بايست 13 با از رودخانه فصلي مي گذشتيم تا به روستاي دزلي برسيم ولي الان از جاده اي كه از دل كوه هاي بسيار بلند و پر پيچ و خم مي گذرد عبور مي كنيم به ياد گذشتگان ساكن در اين نواحي كه قرن ها شاهد عبور لشكريان زيادي از اين دربند بوده اند مي افتيم و هر بار كه از اين تنگه به شهر زور وارد شده اند و جنگ هايي كه به واسطه ي رو به رو شدن دو لشكر در اين نواحي روي داده اين ملت با مقاومت ، صبر و شكيبايي از خود دفاع كرده و توانسته اند سرافراز باقي بمانند آفرين مي گوييم .
اين دربند و كوه هاي اطراف دزلي پر از درخت و درختچه و گياهان خوراكي و علوفه اي و گل هاي وحشي خوش رنگ و خوش بو و طبي مي باشد .
درختاني مانند : وون ، تنگز ، ميلو ، شرو
گياهاني مانند : ريواس ، پيچك ، كرس ، بنا ، هاز ، شنگ ، به ره زا ، هاله كوك ، ترشكه ، ته ره ژه ره ژا ، قازياخه ، گيلاخه ، نرميله ، ده مه رواسله ، بنا شوانه ، كنگر ، سپل ، سيدران ، گوزروانه ... و ده ها گياه ديگر .
گياهان علفي مانند : لو ، زرده لو ، چنور ، سياولو ، كه ما و قومامه و توسي و كنگر و ... .
گل ها و لاله هاي شاداب مانند : سوره هه راله ، وه ركه مه ر ، به رزه لنگ ، شه وبو ، هه راله سوره ، هه راله بومه و ... ده ها گل معطر و خوش بوي ديگر .
طرف ديگر شرق اين دربند ( زه ره وه ) و قسمت غرب آن كوه ( گاوه كه چ ) است .
بهاران با توجه به گودي دره ، گياهان زود تر از كوهستان مي رويند . براي تغذيه مردم از گياهان خوراكي اهالي به اين دره سرازير و روستاي دزلي 400 خانوار دارد و در دامنه كوه قرار دارد . از روستا كه بگذريم به گردنه بسيار بلند ( مه له وه رد ) مي رسيم كه مرز مريوان و شاره زور مي باشد .
روستاي دزلي داراي چشمه سارهاي زياد و باغ هاي سبز و خرم است . باغ هاي بادام ، گردو ، انگور ، گلابي ، سيب ، زرد آلو و بسياري از ميوه هاي ديگر . اهالي دزلي به گويش هورامي تكلم مي نمايند و در قديم لباس كردي ( چوخه و رانه ك ) و كفش ( كلاش ) درست مي كردند و مي پوشيدند .
به اندازه رفع احتياج خودشان دام پرورش مي دهند و داراي مسجد ، مدرسه ديني ، مدرسه ابتدايي و راهنمايي ، مركز مخابرات و تلفن مي باشند .
به واسطه آب و هواي بسيار لطيف و چشم انداز هاي جالب و ديدني ، تفريح گاه و گردش گاه اهالي شهر مريوان و ... مي باشد و روز هاي جمعه ، تعطيل و اوقات فراغت و براي كوه نوردي و استفاده از گياهان كوهستاني به اين روستا مي آيند .
مردم دزلي در پايبندي به دين اسلام بسيار متعند و اكثر اهالي با شنيدن صداي اذان رو به مسجد حركت مي كنند بيش از 10 نفر طلبه ديني و مدرس روستا را اداره مي كنند . آداب و سنن خود را فراموش نكرده و كوچك و بزرگ و جوان براي خود هر كدام قدر و قيمتي دارند با وجود جبر زمان كه هميشه اين مردم مهمان دار مهمان هاي ناخواسته در طول صد ها سال بوده اند خود و ملت و آداب ديني و ملي خود را فراموش نكرده اند و بدان پايبند هستند .
از دزلي كه بگذريم به گردنه سر به فلك كشيده مله ورد در جنوب اين روستا مي رسيم از ارتفاع ( بالاي ) اين گردنه نگاه مي كنيم مي بينيم شهر هاي سيد صادق ، حلبچه ، سيروان ، خورمال ، شانه دري و باغات شهر هاي طويله و بياره كه مركز داد و ستد مرزي بوده و در نهايت آباداني و خرمي شهره بودند . درختاني كه قرن ها در نهايت سربلندي دره هاي هورامان عراق ، طويله ، بياره ، باغه گون ، گلپ احمد آباد ، آسايشگاه ملتي اصيل و جوانمرد بوده است . وقتي كه نگاه مي كنيم به ياد مي آوريم باغات زلم و احمد آباد ، بياره و طويله را شايد از راهي كه عبور مي كردي كيلومتر ها آفتاب را توان تابيدن نبود زيرا درختان انجير ، گردو ، بادام ، انار امرود ، سيب ، آلو و باقي ميوه ها چتر رهگذران بودند و خوراك خدمت گذارانشان را تأمين مي كردند .
آبشار ( زلم ) كه يكي از آبشار هاي مهم مي باشد ، كم تر جايي اين آب شيرين و زلال و سرد كوهستاني را دارد كه به صورت رودخانه زير زميني از ارتفاع 17 متري خود را بر تخته سنگ ها مي زند كه در بهاران و تابستان بدون ، شنا از عرض آن گذشتن كار هر كس نباشد . اين آبشار زيبا از كوه سرازير و ضمن سيراب كردن باغات انجير و انار و ميوه هاي ديگر باغات ( زلم ) وارد شهر زور مي شود . جوي هاي مشهور ( دلين ) ، ( جوي شيخ ) و چند جوي ديگر بزرگ و كوچك كه همه در اين دشت زيبا و پردرآمد مزارع مردم را تأمين و سيراب مي كند ، از آب اين آبشار پر آب هستند ، جوي دلين 28 آبادي را سيراب و داير مي نمود به هر حال به اصل موضوع بر مي گرديم ، از اين گردنه نگاه كنيم روستاي ( ميري سور ) چناره ، زيرون ديده مي شوند .
بين روستا هاي ميري سور و چناره كه در دامنه كوه( داله ميز ) ( هه رميله ) و ( هه شه را ) قرار دارند چند آبشار باستاني را در خود جاي داده اند از جمله جايي مشهور به ( قه لا ) كه بالاتر از گردنه اي به نام ( راخيلان ) بر سينه كوهي تمام سنگي صاف قرار دارد كه از پايين كوه تا محل در ورودي قلعه 26 پله ي بلند وجود دارد كه از خود كوه سنگي بسيار محكم تراشيده و كنده شده است و با زحمت زياد مي توان از آن صعود كرد .
زبان يا گويش هورامي :
هورامي داراي زبان كامل مي باشند البته با توجه به اينكه كردي سوراني زبان موحد( زماني يه ك گرتوو ) و زبان نوشتاري كردستان مي باشد ، به خاطر حفظ آن تمام گويش هاي ديگر كردي را لهجه ناميده اند كتاب مرجع و مهم لغت نامه دهخدا كه نوشته هايش را سند مي دانيم مي نويسد : ( زبان هورامي « گوراني » يك زبان مستقل مي باشد كه داراي لهجه هاي مختلف و در كردستان جنوبي رايج است و ساكنين در طول حيات تاريخي خود بدان تكلم نموده اند ) و داراي قواعد دستوري و غناي كامل در كلمات و اصوات مي باشد و با وجود تغييرات و دوران تاريخي از كيفيت و لطافت و رواني آن كاسته نشده است . مانند زبان سوراني اعرابش با حروف و چون زبان عربي داراي قواعد و چهارچوب محكم مي باشد و در فراواني و كوتاهي كلمات و جملات در نهايت يك زبان پربار و قاعده پذير مي باشد . در رعايت مذكر و مؤنث ، مجازي و حقيقي ، سماعي و قياسي اسماء اشارات ، معرفه و نكره ، صفت هاي فاعلي و مفعولي و ضماير و غيره اگر از عربي برتر نباشد كمتر هم نيست . با جرأت مي توان گفت يكي از زبان هاي زنده اي است كه احتياج به حتي يك كلمه خارجي ندارد مگر در مواردي كه مانند بقيه زبان ها وارد گشته است و در زبان هورامي هرگاه لازم باشد مي توان آنها را سريعاً جايگزين نمود زيرا زمينه زيادي براي اين جايگزيني هست همچنان كه با آمدن زبان عربي به عنوان زبان ديني هورامي بدون داشتن فرهنگستان زبان به وسيله مردم عامي بلافاصله شروع به جايگزيني كلمات و اسماء نموده و بعضي از كلمات و اسماء راو كوتاه مي كنند براي مثال : ( وضو = دهس و ديم ) ،( صلوه = نما ) ، ( اذان = بانگ ) .
اين گويش شايد بي نياز ترين گويش مي باشد كه گويندگانش را در نهايت راحتي و بدون تكليف و احتياج به كلمات بيگانه در مسير صحيح قرار داده و به مقصود مي رساند . گويش هورامي داراي ويژگي هاي بارز و غير قابل انكار مي باشد و به واسطه همين ويژگي ها بسيارند شعرا و نويسندگان كرد زبان از هر منطقه و يا هر گويش محلي اشعار و قصايد خود را بدين زبان سروده و اشعاري بديع و روان تقديم خوانندگان خود نموده اند .
اگر در اشعار مولوي كرد دقت نماييد در مي يابيد كه اشعار هورامي او با اشعار سوراني و عربي و فارسيش متفاوت مي باشد و اين تفاوت به خاطر وفور كلمات و اصطلاحات و سادگي و كوتاهي و رواني اين گويش مي باشد و اين گويش زبان شعر و نوشتاري بيش از يك هزار و پانصد سال كرد بوده است .
خود كفايي هورامي :
هورامي از دير زمان كه براي ادامه زندگي به خود كفايي كامل رسيده و به خارج از منطقه خود احتياج نداشته از نظر فكر و هوش و به خدمت گرفتن ابزار پيشرفت زيادي داشته است .
در گذشته لباس خود را از پشم ، پنبه محصول خود درست مي كرده و يا ابزاري كه خود آن رامي ساخت مايحتاج خود را تهيه نموده و در نهايت بي نيازي ، زندگي را ادامه داده است ماشين هاي كوچك و خانگي براي ريسندگي و بافندگي اختراع نموده كه هم اكنون نيز از آنها استفاده مي شود . تهيه فرش و گليم و جوال و ظروف ساخت و بافت كفش و جوراب بسيار محكم و عالي نشان دهنده ي ذوق و سليقه و هنر مندي هورامي مي باشد كلاش دست بافت پير شاليار بعد از چند صد سال هنوز در خانه اش به يادگار مانده و هر ساله در سالگرد جشن عروسي پير كه در هورامان برگزارمي شود مردم از كلاش پير بازديد مي نمايند اين طرح و بافت لباس و كفش با وجود اينكه هزاران سال است از آن استفاده مي شود هنوز با همان سبك اوليه ، كيفيت و استحكام و ظرافت خود را حفظ نموده است .
لازم به توضيح است سنت عروسي پير شاليار كه هر ساله در بهمن ماه انجام مي گيرد با همان خوراك و سبك پخت و پز همان نظم و قاعده صد ها سال پيش با همان سبك لباس ( رانه چوخه و فه ره نجي ) كه در زمان پير مرسوم بوده و با جشن و پايكوبي ( هه لپه ركي ) برگزار مي گردد . اين پيام مهم از تمدن هزار ساله ي اين مردم خبر مي دهد كه كوچكترين خلل در آن ايجاد نشده است .
هورامان در زمان هاي گذشته پوشيده از جنگل بلوط ، گلابي وحشي ، ون ( سقز ) و درخت( كه كه و ) و انواع درختان گوناگون بوده است . منطقه پوشش گياهي بسيار خوبي داشته كه به هورامي امكان داده كه در قحطي و بلاياي طبيعي مقاومت نمايد ، اگر هميشه سبز نبوده اند هيچگاه گرسنه هم نمانده اند مثلاً اگر ( سن ) « آفت و بلاي گندم » به هر منطقه هجوم آورده آن منطقه در آن سال دچار بي ناني و قحطي يا سيل و ديگر بلاياي طبيعي ، چون خشك سالي و غيره در هورامان چندان مؤثر نبوده است .
هورامي باغ گردو ، توت ، گلابي ، انجير ، انار و غيره را داشته و براي ادامه زندگي و تهيه مواد غذايي از آنها استفاده نموده است ، بلوط بيشتر حد نياز وجود داشته است ، در پاييز آن را خشك و در چال يا در انبار براي تهيه ي آرد آماده و ذخيره مي شد . ثمر توت را خشك و در انبار و مشك نگهداري مي كردند . از آرد بلوط ، نان تهيه مي شد و نيز از گردو ، توت و گلابي خشك و ميوه درخت ون براي تغذيه استفاده مي كردند . در بهاران از دوغ ، ماست ، شير و كره حيواني استفاده مي كردند ، از گياهي به نام ( نينور ) كه فراوان وجود داشته و از نظر پروتئين و نشاسته ارزش غذايي داشته و با مقداري ( ذرت ) ، ( گندم ) ، ( ) ، ( ارزن ) يا ( ئاره بيله ) مخلوط و به صورت آشي كاملاً خوش مزه و مغذي آماده كرده و در هر خانه اي موجود و خود و مهمان مرتب از آن استفاده مي نموده اند . در نتيجه هيچگاه دچار قحطي نشده اند در حالي كه بقيه مناطق چنين شرايطي را نداشته و غالباًًًًً دچار چنان قحطي و گراني گرديده اند كه كمرشان زير اين بار مهم خم گشته است و هزاران نفر از گرسنگي جان داده اند .
هورامي در باغچه و زمين هاي كمي كه داشته اند پنبه كاشته و خود ماشيني براي بيرون آوردن دانه اش اختراع و با ماشيني كه خود آن را ساخته پنبه را براي بافتن لباس زير آماده كرده و در كارگاه نساجي به نام ( جولايي ) پارچه اي بسيار محكم و زيبا به نام ( هه لاوه ) تهيه و در رنگرزي طبيعي ( گياهي ) خود آن را رنگ كرده كه براي لباس زنان و لباس زير مردان استفاده شده است .
اين پارچه هنگام كهنه شدن و غير قابل استفاده ماندن در كارگاه كلاش براي زير كلاش كه بسيار محكم و زيبا بوده استفاده كرده و با پنبه و پارچه خود كلاش را ساخته اند كه هنوز با اين همه پيشرفت علمي از بهترين كفش هاي تابستان مي باشد .
براي زمستان نيز از پوست گاو كفش ساخته اند كه به آن ( كاله ) گفته اند استفاده نموده و مشكل رفت و آمد خود را حل نموده اند .
معماري :
به وسيله متخصصان خودي كار معماري و بنايي را انجام داده كه براي غير هورامي در نهايت شگفتي است . چهار طبقه ساختمان تنها با سنگ و تير چوبي ، بدون ماسه و سيمان ، گل و آهك و فقط از سنگ استفاده شده است ، هنوز اين نوع معماري رايج است .
صنايع دستي هورامان :
مردمان هورامان خود از درخت ( كه كه و ) قاشق و كاسه و بشقاب مي ساختند و در مراسم پيران گذشته رسم بر اين بوده كه نوعي خوراك درست كرده اند كه تبرك بوده و لازم بوده هر كسي سهم خود را در ظرفي كه خود ساخته است بريزد و استفاده نمايد . از نظر آنان خوردن غذا در ظرف ديگران مكروه بوده و كساني كه توانايي درست كردن ظروف داشته حتماً بايد در ظرف خود غذا مي خوردند كاسه و كوزه و غيره كه به مجموعه اينها ( هه وره ) گفته مي شود كه فردي است و مي بايست خود آن را ساخته باشد و استفاده از ابزار ديگران مانند : قاشق ، شانه و كاسه مذموم و مكروه بوده است .
تخصص :
در هورامان قبل از اسلام هر كس به تخصصي دست يافته و توان خدمت گزاري را داشته او را ( پاور ) مي گفتند كه شايد بعدها همين پاور به ( پير ) تبديل شده است . اين پير ها در رشته هاي دامداري ، باغداري ، كشاورزي ،پزشكي ، گياه شناسي و ستاره شناسي مهارت خوب داشته اند . قبل و بعد از اسلام 99 پير هورامان مشهورند كه رشته تخصصي و مهارت 96 نفر از آنها و نام و محل دفن شان هنوز در سينه سال خوردگان منطقه باقي مانده و در كتاب سينه به سينه ثبت شده است كه اگر نمونه هايي از كار هر يك از اين پيران را بيان نماييم به درازا مي كشد . پير پزشك : عمل باز كردن زخم و غده را هيچگاه در محوطه زندگي انجام نداد و جهت انجام عمل جراحي ، مريض را به كوهستان برده و تا بهبود كامل نمي يافت اجازه ورود به روستا و ميان مردم را به او نمي داد تا آمادگي داشته و حساب سال و ماه و روز را نگه داشته كه امروز اين كارها به عهده سازمان هواشناسي مي باشد .
عصمت و پاكدامني :
زن و مرد هورامي در حدي بوده كه در مورد مسائل جنسي بي نظير بوده است دختر را زود شوهر داده و براي پسران نيز زن گرفته اند و قبل و بعد از اسلام دختر و پسر براي انجام كار و چيدن ثمر درخت و آوردن گياه در كوهستان ها و دشت ها با هم بوده و اتفاق نيفتاده پسر و دختر هورامي دچار لغزش يا خداي ناخواسته بي عصمتي شوند . بسيار پيش آمده كه دختر و يا زن جوان مي خواسته به روستايي ديگر يا محلي در كوهستان برود و به خاطر گزند جانوران و ديگر اتفاقات پسر جوان همسايه را به عنوان همراه با او فرستاده اند كه هرگز چشم بدي به دنبال خود نداشته است .
تعليم و تربيت :
چنانچه كه گفتيم مردم به آئين زردشت پايبند بود و از قانون آن پيروي مي كردند نصايح پير شاليار كه داراي كتابي به نام ( ماراف ) « معرفت » است كه مانند كتاب اوستا از آن ياد كرده اند زيرا برگرفته از گفتار زرتشت و اوستا و نصايح خود پير بوده و از بچگي شروع به يادگيري آن مي كردند و بيشتر مطالب مورد نياز آن را حفظ نموده و به خاطر مي سپردند . اين مردم كاملاً پايبند به رعايت دين و اخلاق بوده اند .
بازي هاي ورزشي و تفريحي هورامان :
هورامي بازي هاي ورزشي و تفريحي و سرگرمي زياد داشته اند بسياري از آنها از بين رفته اما خوشبختانه تا اين اواخر بازي هاي زيادي در سينه ي پير زنان و پير مردان مانده و از ياد نرفته كه شكر خدا من موفق شده ام بازي هاي عالي و بسيار جذاب و زيبايي را ثبت نمايم كه اگر با دقت به اين بازي ها بنگريم مي توانيم به عظمت اين فرهنگ غني و بزرگ پي ببريم . در بطن اين بازي ها علاوه بر ورزش و تفريح براي كودك و نوجوان به آنها آموزش داده مي شد كه در برابر ظلم و تجاوز و تعدي تجاوزگران چگونه مقاومت كنند و و اگر شادي بچه ها هنگام بازي كه ظالمي را از تخت پايين مي آورند و ستمگري را بعد از تعقيب و دستگيري مجازات مي كنند و يا چگونه به نيازمندي ياري مي رسانند مشاهده كنيد ، عظمت اين بازي ها را در مي يابيد و تعجب مي كنيد كه چگونه در پي ساليان دراز ماندگار بوده و حساب شده در طول سالها مورد استفاده قرار گرفته اند – حداقل 64 بازي نزد نگارنده ثبت شده كه در كتابي به نام ( هورامان ناسي ) نوشته و در اختيار خوانندگان قرار خواهد گرفت .
برگرفته از كتاب سلاطين هورامان
هشت ميليارد ريال براي ساماندهي و حفظ شرايط زيست محيطي درياچه زريوار مريوان در استان كردستان اختصاص يافت.
استاندار كردستان پنجشنبه شب در جلسه گردشگري شهرستان مريوان گفت: چهار ميليارد و ۲۰۰ميليون ريال از اين مبلغ براي اجراي طرحهاي ساماندهي و سه ميليارد و ۸۰۰ميليون ريال براي جلوگيري از وارد شدن فاضلاب روستاهاي اطراف درياچه هزينه ميشود.
"اسدالله رازاني"افزود: درياچه زريوار مهمترين جاذبه گردشگري استان و غرب كشور محسوب ميشود و به همين جهت نجات درياچه مقدم بر بهره برداري از آن است.
وي باتاكيد بر شناسايي عوامل تهديدكننده حيات درياچه زريوار گفت: براي جلوگيري از هر گونه تهديد و حفظ شرايط زيست محيطي درياچه بايد كار اساسي و اصولي انجام داد و مشكل را براي هميشه حل كرد.
رازاني،ايجاد شبكههاي جمع آوري فاضلاب روستاهاي اطراف درياچه و جلوگيري از وارد شدن فاضلاب اين روستاها به درياچه را از جمله كارهاي اساسي براي نجات اصليترين جاذبه گردشگري كردستان دانست.
وي اظهارداشت: تهديدهاي موجود به شدت نگرانكننده است و نبايد نسبت به آنهابي تفاوت بود.
استاندار كردستان عصر پنج شنبه همچنين از روند اجراي مرحله نخست طرح ساماندهي بازارچه مرزي باشماق مريوان كه در زميني به مساحت ۳۵هزارمتر مربع در دست اجرا ميباشد، بازديد كرد.
اين طرح كه توسط بخش خصوصي اجرا ميشود، شامل احداث ۳۰انبار وهشت بلوك ساختمان است كه ۷۰درصد پيشرفت فيزيكي دارد.
برآورد اعتباري طرح ساماندهي بازارچه مرزي باشماق مريوان ۸۰ميليارد ريال است كه تاكنون ۱۴ميليار ريال آن هزينه شده است.
همچنين باحضوراستاندار كردستان پنج شنبه شب طرح مجتمع گردشگري مرواريد در شهر مريوان به بهره برداري رسيد.
مجتمع اقامتي و گردشگري مرواريد مريوان شامل ۱۰واحد ويلايي ميباشد كه در زميني به مساحت ۱۰هزار و ۶۰۰متر مربع و زيربناي يك هزار و ۸۰۰متر مربع ساخته شده است.
براي ساخت اين مجتمع هشت ميليارد و ۵۰۰ميليون ريال هزينه شده كه دو ميليارد و ۵۰۰ميليون ريال آن از محل تسهيلات بانكي و مابفي توسط بخش خصوصي تامين شده است.
با بهره برداري ازاين طرح تعداد مجتمعهاي گردشگري و اقامتي چهار ستاره شهرستان مريوان دراطراف درياچه زريوار به شش واحد با ۱۸۰تخت و و ۲۷سوئيت افزايش يافت.
دریاچهی " زریبار " بزرگترين دریاچهی آب شيرين ايران در سه كيلومتري مريوان واقع است. اكولوژي منحصر به فرد و تنوع گياهي فوق العاده اش چشم اندازي عالي را فراهم آورده است!
افسانه دریاچه مریوان
افسانه آورده شده اتان به استناد به کتاب ذکائ یحیی را مروری داشته و لازم دانستم توضیحی در این خصوص برایتون داشته باشم و آن اینکه افسانه فوق به آن مضمون در منطقه قابل تعریف نیست بلکه بر افسانه ی درویش ما از جور حاکم ستمگری به نام فیله قوس می گوید که روزی درویشی سوار بر الاغ به همراه همسرش از نزدیکی شهر عبور می کنند که توسط ماموران حاکم دستگیر و به شهر آورده می شوند اهالی شهر و ماموران آنها را شکنجه و اذیت می کنند و زیر ضربات شلاق مجبور به انجام کارهای مشقت بار می نمایند تا جایکه دم الاغ یعنی تنها سرمایه ی درویش کنده می شود و زن حامله اش نیز فرزندی را که در شکم دارد سقط می نماید . درویش که دیگر تاب تحمل این همه شکنجه را ندارد نزد حاکم رفته و دادسخن می دهد اما حاکم او را مورد استهزا قرار می دهد و درویش آزرده خاطر می شود و دلشکسته بالای بلندای کوهی در ضلع شرقی شهر می رو د و در آنجا با خدای خویش شروع به راز و نیاز می کند و از دست آن ستمگر به بارگاه خداوند پناه می برد وآنان را نفرین می کند و می گوید سرم را از سجده بر نمی دارم تا شهر را با آب یکسان نکنی و این قوم ظالم را نابود نکنی و چنین می شود و اکنون قبر درویش هم در پای کوه نظاره گردریاچه ی فعلی زریوار است .
این افسانه نشانه های از روی دادن تاریخی را در خود دارد چنانچه درون مایه ی آن نفرت مردم از غاصبان را نشان می دهد و این پیام را می رساند که جور و ستم پایدار نمی ماند همچنین در این افسانه از فیله قوس حاکم ستمگر نام آمده که (فیله قوس ) معرب واژه ی یونانی فیلیوپس است و کوهی که مشرف بر شرق دریاچه است هنوز نام (قه لای فیله قوس ) را بر تارک خود دارد و اینها گویای حضور نامیمون یونانیان در کردستان و ما را به یاد غارتگری های اسکندر فرزند فیلیپوس می اندازد .
دریاچه ی زریوار که بیش از دو ملیون سال است حیات و آبادانی را را به مریوان سرسبز بخشیده است همواره نظاره گر این سرزمین حادثه خیز بوده وبا شادی ها و دردها ی جانگاه مردمانش شریک گشته و همچون میراثی ارزشمند بخش هایی از هویت و تاریخ ما را در دل خود حفظ کرده است
اورامان تخت منطقه ای است کوهستانی و صعب العبور و تاریخی، واقع در جنوب شرقی شهرستان مریوان، دارای ویژگیهای خاص فرهنگی، سنتی، معماری، با مردمی متدین . مهمان نواز، از زمان شرف یابی آنها به اسلام تا امروز، در حفظ دین و عقیده خویش همت گماشته اند و به کشانی که جهت تبلیغ عقاید باطله به میان آنها قدم می گذارند روی خوشی به آنها نشان نداده اند. مردم این منطقه در کنار مواهب طبیعی و خدادادی، نمادهای فرهنگی را از جمله زبان، لباس، صنایع دستی، معماری سنتی حفظ کرده اند و از این جهت به یک منطقه توریستی تبدیل شده و توجه گردشگران و محققین داخلی و خارجی را بخود جلب کرده است.
ورود اسلام به دیار هه ورامان تخت:
بنابر آنچه در کتاب ( الکامل فی التاریخ جلد ۲ ص ۲۰۲) آمده است دین اسلام در زمان فاروق اعظم حضرت عمر ( رض) خلیفه دوم رسول الله (ص) توسط دو فرمانده سپاه به نامهای عزره بن قیس و عتبه بن فرقد در خلال سالهای ۱۸ الی ۲۳ ه.ق از شهر اربیل (هه ولیر) تا همدان و حوالی آذربایجان و تمام سرزمین کردستان را گرفته و در همین سالها مردم کردستان و بالتبع مردوم اورامان به دین اسلام گرویده اند و از آن زمان مردم هه ورامان تخت پیروان وفاداری برای آئین اسلام بوده اند. کوهستانهای خلوت و شگفت انگیز این دیار پرورشگاه مردان و زنان خداجویی بوده که علاوه بر ساکنین محل، از سرزمینهای دور و نزدیک جهت اعتکاف و تزکیه نفس و حضور حلقه ارشاد پیر هه ورامان تخت به این دیار آمده اند. اشتهار نام ۹۹ پیر هه ورامان تخت تأیید و گواهی است بر شکوفایی عرفان و تصوف اسلامی در قرون گذشته، که صحت تواتر و شهرت آنها راه را بر هر گون شک و تردیدی می بنند. نکته دیگر اینکه به گواهی تاریخ، پس از خلافت خلفای راشدین براساس جریانات سیاسی و مذهبی، گروهی از اصحاب و تابعین بزرگوار به خاطر خدمت به اسلام و مسلمین کمر همت بسته اند و مناطق حجاز و شام و ون خویش را پشت سر گذارده اند و در مناطق مختلف جهان اسلام از جمله کردستانات عزیز، راهی شده اند. بعنوان مثال، سید عبیدالله (کوسه هجیج) و سید اسماعیل محدث، در اسپریز، و سید اسحاق و هاجره خاتون خواهر امام رضا از سادات مهاجری بوده اند که جهت انحام خدمات دینی به این منطقه آمده اند و جناب سید مصطفی( معروف به پیرشالیار هه ورامان تخت) و عمویش سید محمد یوسف که در اورامان تخت به خدمت مسلمانان همت گماشته اند از این دسته محسوب می شوند و پدر و اجدادشان در اصل عرب و مهاجر بوده اند. بنابر بر آنچه در کتابهای بحرالانساب تألیف سید عبدالصمد توار و کتاب تاریخ مشاهیر کرد و کتاب ( بنه ماله ی زانیاران) موجود است و همچنین بنابر تواتر محلی بدست آمده که حضرت سید مصطفی پس از آموزش قرآن و مقدمات مذهبی برای دانش اندوزی به کردستانات رفته و پس از پایان دوره های تحصیلی نظام آموزشی آن زمان( حجره) بخ خدمت حضرت عبدالقادر گیلانی رفته و مشغول تهذیب و تزکیه نفس شده و اجازه نامه ارشاد را از جانب وی اخذ نموده و به هه ورامان تخت بر گشته و تا پایان عمر شریفش نهایت کوشش را در نشر شریعت و طریقت انجام داده است، چنانکه مشهور است در خدمت وی حدود ۱۰۰ نفر از طالبان حقیقت به درجه کمال خداشناسی رسیده اند و از این جهت اورامان تخت به مهد عرفان شهرت پیدا کرد و از هر سو مسلمانان به این منطقه سرازیر می شدند
شنیده می شود که بعضی از روی ناآگاهی این دانشمندان مسلمان را به پیرو آیین مجوس و زرتشت نسبت می دهند که عدم اطلاع کافی و یا عناد و عقده، سبب این اشتباه بزرگ می باشد. باید دانست که، بیشتر این تبلیغات از روی غرب زدگی است. چنانکه مشهور است روباه پیر در قرن گذشته برنامه ای تنظیم نموده که براساس آن باید مسلمانان ضعیف القل تضعیف عقیده گردند. از این رو اشخاصی را تربیت می نمایند که همگی از دید مسلمانان پوشیده نیست تا در جهان اسلام مأمور شوند تا در میان مسلمانان تضعیف عقیده نسبت به بزرگان و پیشوایان دین ایجاد کنند. اینان از هیچ گونه توهین و افترایی دریغ نکرده اند و در نتیجه می توان گفت: که نسبت دادن حضرت پیرشالیار با آئین زرتشتی از همین ترفندهاست.
باید گفت که این یاوه گویان حرفهایشان همچو قارچ بی سر و بی ریشه هستند که هیچ تحقیق علمی در سند آنها موجود نیست و گرنه بر این اساس باید اجداد سادات کلجی( روستایی منطقه در اورامان تخت) را مجوسی و آتش پرست دانست مگر می شود؟! در حالیکه شجره آنها نسبت به حضرت پیرشالیار و سپس حضرت حسین می رسد و رشته و نسب سادات کلجی به این صورت می باشد:
السید فتح المبین > ابن السید محمد امین الکلجینی > ابن السید قطب الدین > ابن احمد تا می رسد با ابن رستم > ابن السید مصطفی(پیرشالیار) > ابن السید معروف به باباخداد > ابن السید بابل تا می رسد با امام محمد باقر و امام حسین و حضرت علی و حضرت فاطمه و رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم
خلاصه حضرت ژیرشالیار از دانشمندان مسلمان بوده و یکی از خلیفه های حضرت عبدالقادر گیلانی بوده، و آن جمله مشهوری که حضرت فرمودند: (( ان اخی مصطفی رجل صالح)) درباره حضرت پیرشالیار هه ورامان تخت بوده است.
در این میان محققانی که به منطقه می آیند باید از مردم منطقه بپرسند که پیرشالیار کیست؟
ما می گوییم پیرشالیار مسلمان و در دوران اسلام بوده . حدود ۹۵۰ سال پیش فوت کرده اند و دلایل ما مبنی بر مسلمان بودنش این است:
۱- مرقدش روبه کعبه الله قبله مسلمانان است نه مثل ادیان گذشته یا رو به خورشید.
۲- عبادتگاه ( چله خانه) و خانه مسکونیش که امروزه هم به لطف خدا و به کوری چشم خفاشان باقیست روبه قبله واقع شده است.
۳- باغ و زکین و چشمه هایش که امروزه نیز آثار آنها باقیست به اسم سید مصطفی معروفند....
اینک مردم هه ورامان تخت با نظر کسانی که این پیر عارف را به آئین زرتشت نسبت می دهند مخالفند






























وه هاره ن ئاوه ن سه رکاوه ن هاژه ی وه فراوان شاخه ی شه تا وه ن
ساقی یه ن باده ن نه سیمه ن باده ن بولبول جه ده وری گولان ئازاده ن
به زمه ن شادی یه ن عه یشه ن نیشاته ن که یفه ن شوخی یه نشه وقه ن حه یاته ن
سه نگه ن کوساره ن سه ر کوه ن ههرده ن خه مه ن مه ینه ته ن زوخاوه ن ده رده ن
هیجره ن دووری یه ن عیجزه ن فیراقه ن واوه یلاوشینه ن ناله ی عیشاقه ن
سه بزه ن سوسه نه ن نه وروزگولانه ن که مه ره ن مله ن که لانه ن
ماموستامه وله وی :






.jpg)

